#ورطه_پارت_1



مقدمه


بین من و تو فاصله ی حد کشیده اند
مثل دوتا خطیم که ممتد کشیده اند
عکس تو روی طاقچه بی روح مانده است
نقاش ها چقدر تو را بد کشیده اند
دریا ... گمان کنم که تو بر عقد ساحلی
تقدیر برکه را که مجرد کشیده اند
نقش تو را همیشه درون خیال من
مانند یک امید و مقصد کشیده اند
من توی منجلاب زمین گیر کرده ام
اجبار ها مقابل من قد کشیده اند...
این دستها برای نوازش نبود ... نه
بر سینه ام به منزله ی رد کشیده اند
دریا مرا ببخش که دستم نمیرسد
اینها ببین مقابل من سد کشیده اند


(علی ارجمند)

::::: : وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ : :::::
و خود را با دست ‏خود به هلاكت ميفكنيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست می ‏دارد - 195 سوره مبارکه بقره

دوباره سرشو میاره بالا یه نفس عمیق میکشه...بین اون همه کاه دودی که جلوی بساطش راه انداخته...
.من که بزور چیزی میبینم ,خودشم بعید میدونم بتونه دور تر از نوک دماغشو ببینه.
_جــــــــون، غلام این نباشم، غلام چی باشم؟! چه میـــــــکنه!
تازه میفهمه منم هستم، بین اون همه نیستی که داره ساقطش میکنه، سرشو سمت من میگیره، یه چشمک میزنه با همون صدای کش دارش:
_غلام شومام هستیم خانوم خوشگل.
دندونامو محکم رو هم فشار میدم، تا کی باید همه فشار این درد، فشار این نکبتو رو دندونای بدبختم خالی کنم؟! میخواد حرصمو دربیاره که این مدلی حرف میزنه.
_اونجا وانستا، عین جغدم با اون چشات به من زل نزن...چاییت حاضره دیگه. بیا بذار.
میرم قوری چایی که کنارش نبات فراوون گذاشتم میکوبم جلوش، صدای به هم خوردن استکان با نعلبکی، یه بهونه جدید میده دستم تا دوباره دندونامو بسابم به هم...این خود آزاریا قراره عاقبتش به کجا برسه ؟!
_هـــوی! چته؟! حالا من هرچی م خرج کنم و خودمو بسازم که دو سوته میپرونی لاکردار...
بازم خوبه...هنوز به اوج فضاحت و بددهنی نرسیده، جنسش آرومش کرده یا مودب؟

romankadeh1.ir | @romankadeh1