#شاه_شطرنج_پارت_1

به صفحه شطرنج مقابلم خيره مي شوم. سياه اين ور، سفيد آن ور. انگشتم را روي سر وزير مي گذارم و لمسش مي کنم.
-شطرنج يه بازي دو نفره ست که هر بازيکن، يه گروه مهره به رنگ سفيد يا سياه داره.
سربازها را مي چينم.
-در ابتدا که مهره ها چيده شدن، بازيکن سفيد حرکت اول رو انجام مي ده و بعد بازيکن سياه و به اين ترتيب بازي رو ادامه مي دن.
رخ ها را در ستون a و h قرار مي دهم.
-هر گروه شونزده تا مهره داره. هشت تا سرباز، دو تا رخ، دو تا اسب، دو تا فيل، يه وزير و يک شاه!
وزير را هم سرجايش گذاشتم.
-به مهره هاي سرباز، اسب و فيل، مهره هاي سبک يا کم ارزش و به مهره هاي شاه، وزير و رخ، مهره هاي سنگين يا با ارزش مي گن.
شاه را برمي دارم و مقابل چشمانم مي چرخانم.
-کيش؛ وقتيه که مهره حريف با قرار گرفتن در راستاي شاهِ تو، اونو تهديد مي کنه.
چشمکي به شاه سفيد مي زنم.
-مات؛ وقتيه که شاه کيش ميشه و راه فرار نداره!
شاه سفيد را روي صفحه مي گذارم. بادگيرم را روي مانتو مي پوشم و کلاهش را روي سرم مي کشم. کولي ام را روي دوش مي اندازم و از خانه بيرون مي روم. امروز من شاه سياه شطرنجم. کمين کرده و منتظر اولين حرکت حريف! شاهم؛ شاهي که شايد کيش شود، اما مات، هرگز!
اولين قطره باران که به صورتم مي خورد، سرم را بالا مي گيرم. آسمانِ گرفته و سياه، فقط منتظر يک اشاره براي غريدن و بارش است! کاپشنم را محکم تر به دور خودم مي پيچم و سرم را تا چانه توي گردن فرو مي برم. دوباره مهره ها را مي چينم. مرور مي کنم. حرکات حريف را مي خوانم. کيش مي شود اما مات نه! باز به هم مي ريزم، باز مي چينم، کيش مي شوم اما مات نه! نه، نه، محال است. اين بازي مساوي نخواهد شد. اين بازي بي برنده تمام نمي شود. بازنده اين بازي من نيستم!

romankadeh1.ir | @romankadeh1