رویای واریا

رویای واریا

نوشته: باربارا کارتلند

واریا در حالیکه سگ سفید کوچکش با شور و شوق فراوان جست و خیز می کرد به او گفت:بیا فلاف باید عجله کنیم !بستن قلاده به گردن او کار مشکلی بود .بلاخره ،موفق شد و به سرعت از میان راه باریک بین ردیف قفسها گذشته ،به خیابان پررفت و امد رسید .به نظر می رسید… #خارجی

رمان های مشابه

آنیوتا

آنیوتا پرستاری است که در جنگ جهانی سروان مچنتی را از مرگ نجات می دهد . عشق این پرستار کوچک اندام ،جوان را که بینایی خود را از دست داده و مایوس شده بود به صحنه زندگی باز می گرداند. ولی مچنتی گویی احساسش را باور ندارد و می خواهد او را برای چندمین‌بار بیازماید و آنیوتا را گویی برای همیشه از دست می دهد . سالها به دنبال او می گردد و … #عاشقانه #جنگی #خارجی

مشاهده

برده رقصان

داستان درباره ی جیسی پسر نوجوانی است که با مادر و خواهر خود در خانه­ ی فقیر و کهنه­ ای زندگی می­کند و راه درآمدشان از خیاطی کردن مادر برای سفارشات لباس­هایی است که زنان ثروتمند نیو اورلئانی درخواست می کنند. جیسی، که به سفارش مادر از عمه آگاتا، تنها خویشاوند پدری­ اش، چندین شمع قرض گرفته، در راه برگشت به خانه توسط دزدان دریایی و برده فروشان دزدیده می­شود و پس از هوشیاری خود را در کشتی حمل برده­ ها می­یابد و ... #برده_رقصان #پائولا_فاکس #اجتماعی #خارجی

مشاهده

به من بگو جذاب

″مگ کورانادا″ سالهاست دور دنیا دنبال اهدافش میگرده و این قضیه باعث شده خانواده ی معروش ازش ناامید بشن. اون برای عروسی بهترین دوستش به ″واینِت″ میره و وارد یه دنیای کوچیک جدید پر از آدمای عجیب و غریب میشه ، بین این آدمها که همگی ازش متنفرن یه نفر باعث موندگاریش میشه و اون کسی نیست جز شهردار همه چی تموم شهر تد بودین جذاب و خوش قیافه با آیکیوی ۱۵۱ و کلی امتیاز ثبت اختراع ! به من بگو جذاب #عاشقانه #خارجی #جدید

مشاهده

لج و لجبازی به سبک من و تو

عشق ، غرور ، زندگی... بیا تا در کنار زندگی طعم عشق را با چاشنی غرور بچشیم... بیا زندگی کردن را یاد بگیریم، نه ادامه دادن را... بیا دنیایمان را به یک عادت معمولی تبدیل نکنیم... عادتی که بعضی با غرور و بعضی با عشق آن را سپری میکنند... بیا تا لج و لجبازی ما، فقط به سبک من وتو باشد... خلاصه:داستان من قصه دختریه که زندگی کردن رو می خواد... این دختر بی قصد میخنده ، بی قصد حرف میزنه و از همه مهمتر بی قصد زندگی میکنه... رائیکا یاد گرفته که به جای غرور چاشنی شیطنت رو پیشه کارش کنه و با اذیت کردن هاش موجب خنده بشه... درسته که خیلی دلش نازکه وزود میشکنه، اما با خندیدن از خودش یک آدم بی تفاوت رو ساخته...

مشاهده