#روباه_سفید_پارت_1

در خونه باز میشه فراری رو به داخل باغ میبرم وپیاده میشم مایک زود به سمتم میاد با همون کت شلوار مشکیش وپاپیونش

مایک:خوش امدید مادمازل

همیشه با لحجه حرف میزنه کلید ماشینو به سمتش پرت میکنم

_ماشین رو پارک کن

مایک:بله خانوم

به سمت عمارت میرم مثل همشه دوتا بادیگارد دم در مسلح ایستادن تظیم میکنن منم بی تفاوت میرم داخل کارگرا مشغول رسیدگی به خونن من که بهشون میرسم یه لحضه مکث میکنن وسلام میکنن وادامه میدن منم سرم رو مثل همیشه تکون میدم .وارد اتاقم میشم درواقع اتاق کارم پشت میز میشینم وکنترل رو برمیدارم دکمش رو فشار میدم تلوزیون از توی سقف بیرون میاد وروشن میشه

_what's up bad girl?

به الکس که تصویری باهام ارتباط برقرار کرده نگاه میکنم حرف میزنم

_الکس...دیگه به من نگو دختربد...برای بار اخر میگم

الکس:اوه اوه چی شده خشم شب انقدر داغونه؟کارتو کردی؟

_اوهوم

الکس:مرد؟

_بگو عکس جسدشو براشون میفرسم

romankadeh1.ir | @romankadeh1