#پسرای_بازیگوش_پارت_1

میلاد"
به خاطر سروصدا ونوری که پخش می شدومشروبی که خورده بودم سرگیجه داشتم
نگاهی به بچه ها انداختم هرکدوم دست دختری در دستشون بود ودرحال رقص وشیطنت بودن
دختری کنارم ایستاد، سرتا پاشو برانداز کردم عجب استایلی داشت، عاشق برجستگی های بدنش بودم
با عشوه وطنازی لبخندی بهم زد...
جام مشروبشو بالا آورد...
-به سلامتی
منم لبخندی زدمو جاممو بردم بالا
برای بوسیدنش جلو رفتم، کمی خودشو عقب کشید، قصدش بازیگوشی بود ومنم عشق بازی...
دست انداختم دور کمرش اونو به خودم چسبوندم، زیرگوشش نجوا کردم :
-بدن سکسی داری
بدنش گر گرفته بود با این جمله ی ساده!
شروع کردم به بوسیدن زیر گلویش....
لذت میبرد،از لرزش بدنش فهمیدم، عادتم بود، با دختران زیادی این لحظه رو تجربه کرده بودم.
دست دخترک را گرفتمو به اتاقی که در چند قدمیمان بود بردم...
شب لذت بخشی بود...

حسین"


romankadeh1.ir | @romankadeh1