#من_تو_عشق_پارت_1

دستمو جلو چشمای گرد شده ترانه تکون دادم.حس کردم الان چشماش میپره

بیرون

ــ هووووی...چرا اینجوری زل زدی بهم؟

ــ اینی که گفتی شوخی بود دیگه نه؟

گردنمو چرخوندمو گفتم: نه...مگه من باهات شوخی دارم؟

ــ گوشای من درازه؟

از رو تخت بلند شدمو جلو پنجره بزرگ اتاقم ایستادم.

ــ گوشات دراز که هست ولی من هرچی گفتم حقیقته

ترانه هم بلند شدو اومد رو به روم ایستاد٬باز با چشمای متعجبش بهم زل زد.از

قیافه اش خنده ام گرفته بود.

ــ مرض٬نیشتو ببند ببینم.منو احمق فرض کرده

اینبار بلندتر خندیدم که نگاه متعجبش رنگ عصبانیت گرفت.

ــ ببینم خر مغزتو گاز گرفته سایه؟ دیوونه شدی؟ میلاد؟اخه دختر جون میلاد

romankadeh1.ir | @romankadeh1