#کیارش_پارت_1



با آریان اومدیم ماشینامونو بشوریم هه فکر کرده با مسخره بازیاش حال خراب منو خوب می کنه واقعا که خیلی خوش خیاله من خیلی وقته از این دنیا بریدم از اون وقتی که اون اتفاق وحشتناک افتاد اون اتفاقی که باعث شد... بی خیال با فکر کردن به اون اتفاق فقط حال خودمو خراب تر می کنم!
آریان – کیارش! کیارش!
بعد پخی زد زیرخنده و با صدایی که خنده توش موج می زد گفت:
آریان - من تو فکر نازنینم دل به کار نمیدم ، تو تو چه فکری هستی که داری ماشین تو گربه شور می کنی؟
بعد خبیث خندید و مشکوک نگام کرد و گفت:
آریان – نکنه خبریه؟ زیر سرت بلند شده؟
خندیدم و گفتم:
- نه بابا منو چه به خر شدن، من مثل تو بی جنبه نیستم که زود گوشام دراز شه افتاد؟
آریان – ا جدا؟ پس سپیده کیه هان؟ بگو دیگه این سپیده خانم...
نزاشتم حرف شو بزنه و شلنگ آب و سمتش گرفتم تا خیس بشه که بله باز این فکر منو خوند ولی آخ خدا بگم چیکارت کنه آریان، حالا من چیکار کنم دختر مردم موش آب کشیده شده!
آریان درحالیکه خنده شو قورت می داد گفت:
آریان – دختر بیچاره اینقد بی هوا خیس شده که هنوز تو شوکه خخخ!
خودمو خجالت زده نشون دادم و سرمو آوردم بالا که خشکم زد این دختر چقد شبیه ستاره عشق منه! حتی فکرشم نمی کردم که اینقد شباهت بتونم حتی بین دوتا دوقلو هم گیر بیارم ولی این دختر حجاب شو رعایت کرده و ستاره نه! خدایا خودت بهم رحم کن خدایا از تهران اومدم خرم آباد تا دیگه به ستاره فکر نکنم دیگه به اون اتفاق فکر نکنم حالا... بغض بدجوری راه نفس مو گرفته بود، به دختره نگاه کردم اخم کرد دیگه نمی تونم تحمل کنم، خواست چیزی بگه که صدای هق هقم بلند شد به خدا دست خودم نیست، ستاره هم آخرین باری که دیدمش اینقد خیس شده بود زیر چشمی به دختره نگاه کردم که با دهن نیمه باز خشکش زده بود سریع خودشو جمع و جور کرد نگاش مهربون شد و با لحن شوخی گفت:
دختره – مثلا من باید گریه کنم شما چرا گریه می کنید؟

romankadeh1.ir | @romankadeh1