#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_1



خواهش میکنم بابا دست از سرم بردار من نمیخوام ازدواج کنم

بابا: خفه شو دختره ی خیره سر امارت تو کله فامیل پخش شده کی میاد تورو بگیره هان کی قراره باهات ازدواج کنه

مامان گریه میکرد ولی مگه جرعت داشت چیزی بگه به سمت اتاقم دویدم و درو از داخل قفل کردم از ته دل واسه بدبختیم زجه زدم من عاشق محمد بودم فقط عاشق اون محمدم کجایی ببینی عشقتو عروس میکنن محمدم بیا منوباخودت ببر مهتابت نمیخواد عروس بشه خیلی سخت بود عشقت به امیده اینکه هیچ پدری دخترشو به یه پسری که سربازی نرفته و مرد نشده نمیده بره سربازی به امیده اینکه برگرده و تورو عروس خونش کنه با کلی عشق و امید بهت نامه بده مهتابم فقط شیش ماهه دیگه مونده ولی...... خدایاااااااا

هیچ وقت اون روز رو فراموش نمیکنم پست چی نامه ی محمد رو واسم اورد ولی بابا گرفتش محمدم ازعشقش گفت و بابا از بی ابرویی مگه عشقم بی آبروییه محمدم بیا ببین میخوان عروسم کنن

هدفون روتوی گوشم گذاشتم تا اهنگی که همدمه این روزای من شده بود روپلی کردم اون میخوند من اشک میریختم

نیستی ببینی اینجا میبرن و میدوزن بهم میگن عروسم صورتمو میب*و*سن

بیاببین غریبه میخواد منو ببینه میدونی که میمیرم دست منو بگیره

پاشوبیاو زود باش دارم دیوونه میشم میدونی که میمیرم ماله کسی نمیشم

محمدمن بجز تو عاشق هیچ کس نمیشم نمیتونم همسره کسه دیگه ایی بشم وقتی قل*ب*م مالامال ازعشقه تو پره چجوری میتونم من پنج ساله عاشقتم چرا حالا باید زنه یکی دیگه بشم

هدفون رو دراوردم و مامان پشت در بود

مامان: مهتابم دخترم دروباز کن

_.............

مهتابم دلمو خون نکن همه چی یادت میره وقتی زندگیه جدیدتو شروع کنی

مهتاب:چجوری چجوری زنه کسی بشم که دوستش ندارم اگه بابا رازم رو نگه میداشت حتی توهم از جریانه نامه خبردار نمیشدی من هیچ وقت نمیبخشمتون هیچ وقت میمیرم زنه یکی دیگه نمییییشم یا محمد یا هیچ کس


romankadeh1.ir | @romankadeh1