#دختر_بوکسور_پارت_1



اَه خرس قطبی بلند شو دیگه دیوونم کردی

کث....ت عین میمون پشتشو کرد بهم و دوباره خوابید .احمق هوووف دیگه داره از گوشام دود بلند میشه پسره تنبل یه کمی عقب رفتم و یکی از چشامو بستم با اون یکی چشم نشونه گرفتم تا دقیق پام فرود بیاد تو کُلیش از بس عصبی بودم دیگه حواسم به خرت و پرتایی که رو زمین بود نشد

یه پامو تا جایی که تونستم بردم عقب و با شدت به سمت جلو پرت کردم که آاایییی آخ الهی بگم چی نشی ونداد که منو سکته دادی آخه گوساله

چشتون روز بد نبینه همچین از پشت خوردم زمین که احساس میکنم کل نشیمن گاهم زیر و رو شد همینطور داشتم با دستم پشتمو ماساژ میدادم که صدای خنده ی ونداد رفت هوا

_ ای لای در دستشویی بخندی خل مشنگ ای تو لوله فاضلاب بگندی پاشو بلند شو گلابی نمیدونم تو دیگه چه خرسی هس.........

ونداد _ بسه دیگه هر چی حیوون بود رو نسبت دادی به من بزار جا واسه نفر بعدی

_ نفر بعدیی وجود نداره وقتی تو هستی

ونداد _ به اینو باش وقتی تو سر دَستَشون هستی منو میخوای چیکار وانیل ؟؟

با عصبانیت یه جیغ کشیدم و افتادم دنبال ونداد اونم وقتی دید عین یه حیوان با وفا البته بلا نسبت خود عزیزم بله افتادم دنبالش سریع از رو تخت بلند شد در رفت. از در اتاق که رفت بیرون درو بست منم اومدم از اون حرکت آرتیستیا بیام یه جهش به سمت در زدم تا از بینِش رد شدم

که ...

آخـــــــــخ عین مارمولک وارفته چسپیدم به در. به جان همین ونداد الاغ همچین رفتم تو در که فکر کنم باید الان بیان با کاردک جمعم کنن .

ای خدا آخه چرا من اینقده خوش شانسم؟ نمیدونم .

صدای شلیک خنده ی ونداد از اونطرف اومد


romankadeh1.ir | @romankadeh1