#دردسر_پارت_1

(نگار)

زیر چشمی نگاهی به اطرافم کردم خونه غرق در دود سیگار بود،سرفه های پی در پی ام حرصم رو در آورد تو این قبرستون یه چیکه آب پیدا نمیشد؟لعنتی

بعد سه ساعت کش مکش مغزی از جام بلند شدم و راه افتادم سمت آشپزخونه مثل همیشه. پخش روی کاناپه دیدمشون .

دوتا تن لش،

کوبیدم تو سر باران و گفتم: مثل سگ سیگار میکشی خب اون در لامصب رو باز بزار.

هوم بلندی کشید و زیر چشمی نگام کرد و گفت:منو از خواب نازم بیدار کردی بگی چرا درو باز نذاشتم خب لامصب مگه جنگه،باز کن خودت درو.

تیز نگاهش کردم و گفتم :

اگه حالشو داشتم میرفتم اب میخوردم.

نشستم روی کاناپه و گفتم :

-خب الان به نظرت آب گلدون رو بخورم یا آب تنگ ماهی؟

رویا زیر چشمی با صدای کلفت شده از خواب گفت:

-میگم چرا بیخود چرتو پرت میگی .تنگ ماهیمون کو؟اخریشو یادت رفت با دمپایی زدی توش؟همون اب گلدون رو بخور بهداشتی ترم هست .طعم قهوه هم میده

غلت زد و باز خوابید

باران با تعجب نگاهمون کرد و گفت:

اگه دوتا انگل تو دنیا باشه شما دوتایید .


romankadeh1.ir | @romankadeh1