#بی_پروا_نفس_کشیدن_پارت_1



زندگی من ....

پراز خط وخطوط های خم وراست است ...

یه جایی اززندگیم دیگه نفس کشیدن ساده نیست ....

جایی که باید باورکنی همه اتفاقات غیرقابل حضم زندگی ات را...

چقدایستادگی درمقابل این زندگی که سخت ادم هاروبازی میده...

دوستان عزیزقصه مادرباره دختری به اسم پروا ..

پروای ما یه زندگی عادی داره اما این زندگی عادی تعغییرمیکنه زندگی عادیش میشه یه جهنم واقعی ..

سخته عاشق بشی زجرکشیدن عشقتوببینی وتحمل کنی سخته...

عاشقی تاوان داره یه تاوان پرازدرد..

سالهابه انتظارش می شینی تااینکه یه بیادولی...





فصل اول: اه این زندگی چرا انقدبدتامیکنه بامن چرا انقدکلنجارمیره تاکی باید صبرکنم تا فرجی شه من یه روز خوش باشم موندم....

سیگاری که تودستم بودوانداختم زیرپاموچال کردم دوباره نگامودوختم به اسمون وگفتم:

خداجون؟

کجایی تواخه!تویی که میگن ازرگ گردن نزدیک تری چرا نیستی واسه من اب شدن منونمیبینی چراااا؟

خداییتوگذاشتی واسه کی اخه من الان بهت نیازدارم ولی تواصن عین خیالت نیس یکی ازبنده هات یه گوشه این دنیاداره جون میده ....

خدا دیگه گریه وسیگارم ارومم نمیکنه...

اگه قراره زجرکشیدن عشقموببینم نمی خوام تواین دنیا نفس بکشم اه

رفتم نشستم روتخت ونگام افتادبه عکسمون بغض به گلوم چنگ می نداخت وهرلحظه امکان ترکیدنش بود....

عکسمونوگرفتم تودستم اروم اروم قطره های اشکم مچکیدروعکس خوشگلمون

قلبم به درداومده بودبامشت میکوبیدیم به سینم تا نفس بکشم اما انگار این بغض قصد خفه کردن منوداشت

لیوان ابی که روی میزعسلی کنارتختم بودوسری برداشتموسرکشیدم کمی بهترشدم

عکس وکه الان افتاده بود روزمین برداشتم وبغل کردم وبوسیدمش این شده بود کارهروز من همش گریه همش سیگارونگاه کردن این عکسای پرازخاطره مگه جزاین کارکاردیگه هم میتونستم کنم اخه

دوباره ذهنم پرکشید به خاطرات وگذشته هاااا

romankadeh1.ir | @romankadeh1