#بامداد_خمار_پارت_1


مگر از روی نعش من رد بشوی
- این طور حرؾ نزنید مامان، خیلی سبك است. از شما بعید است. شما كه می دانید من تصمیم خودم را گرفته ام و زن او می
شوم.
- پدرت ناراضی است سودابه. خیلی از دستت ناراحت است.
- آخر چرا؟ من كه نمی فهمم. خیلی عجیب است ها! یك دختر تحصیلكرده به سن و سال من هنوز نمی تواند برای زندگی
خودش تصمیم بگیرد؟ نباید خودش مرد زندگی خمدش را انتخاب كند؟
- چرا، می تواند. یك دختر تحصیلكرده امروزی می تواند خودش انتخاب كند. باید خودش انتخاب كند.
ولی نباید با پسری ازدواج كند كه خیلی راحت دانشكده را ول می كند و می رود دنبال كار پدرش. نباید زن پسر مردی شود كه
با این ثروت و امكاناتی كه دارد، كه می تواند پسرش را به بهترین دانشگاه ها بفرستد، به او می گوید بیا با خودم كار كن،
پول توی گچ و سیمان است. نباید زن مردی بشود كه پدرش اسم خودش را هم بلد نیست امضاء كند. سودابه، در زندگی
فقط چشم و ابرو كه شرط نیست. پدر تو شبها تا یكی دو ساعت مطالعه نكند خوابش نمی برد. تو چه طور می توانی با این
خانواده زندگی كنی؟ با پسری كه تنها هنر مادرش این است كه ؼیبت این و آن را بكند. بزرگترین لذت و سرگرمیش در
زندگی سرك كشیدن و فضولی كردن درامور خصوصی دیگران است. تو نمی توانی با این ها كنار بیایی. تو مثل این پسر
بار نیامده ای. تو....
سودابه از جای خود بلند شد.
- مامان، من به پدر و مادرش چه كار دارم؟
- اشتباه می كنی. باید كار داشته باشی. این پسر را آن مادربزرگ كرده. سر سفره آن پدر نان خورده. فرهنگشان با فرهنگ ما
زمین تا آسمان فرق دارد.
سودابه دست ها را به پشت یك صندلی تكیه داد و به جلو خم شد.
- پس فقط ما خوب هستیم؟ ما اصالت داریم؟ فرهنگ داریم، استخوان داریم، ولی آن ها ندارند؟ ما تافته جدا بافته هستیم؟
- نه، اشتباه نكن. آن ها هم در نوع خودشان بسیار خوب هستند. نه آنها بد هستند و نه ما خوب هستیم. ولی موضوع این است
كه ما با هم تفاوت داریم. اعتقادات ما، روش زندگی ما، تربیت ما دو خانواده و سلیقه ها و اصول ما با هم تفاوت است. من
نمی گویم كدام خوبست كدام بد است. فقط می گویم ما دو خانواده مثل دو خط موازی هستیم كه اگر بخواهیم به هم برسیم
می شكنیم.
- پس من نباید عاشق بشوم. نباید انتخاب كنم. بله، من حق انتخاب ندارم. باید بنشینم تا پسر فلان الدوله و نوه بهمان السلطنه به
خواستگاریم بیاید؟ باید ...
- نه سودابه. سفسطه نكن. ما نمی گوییم انتخاب نكن. فقط می گوییم چشمهایت را باز كن. گول سر و ظاهر و كت و شلوار را
نخور. انتخاب كن ولی با چشم باز. كوركورانه تصمیم نگیر. فقط زمان حال را در نظر نگیر. از خر شیطان پیاده شو.
خودت را به خاك سیاه ننشان و كمی فكر كن. با خودت لجبازی نكن. ما از خدا می خواهیم تو ازدواج كنی. چه بهتر كه با

romankadeh1.ir | @romankadeh1