#آسانسور_پارت_1



هر روز كه از خواب بيدار مي شي ..ممكن با چيزايي عجيبي رو به رو شي ...

چيزايي كه اصلا انتظارشو نداري .....

هر روز ممكنه چند ين درو باز كني و از شون رد بشي ..بدون اينكه بدوني پشت هر دري... چي در انتظارته.....

لزوما هر دري قرار نيست متعلق به يه اتاق ...يه ساختمون..يه شركت...و يا اينكه يه جاي ثابتي باشه ...اين د ر مي تونه هر جايي باشي ...هر جايي كه تو قبل از ورود... بايد ازش رد بشي

مهم نيست جنس درا از چي باشه...مهم اينه كه بدوني اون چيزي كه پشت اون دراست از چه جنسيه ...

اين وسط درايي هستن كه اصلا معمولي نيستن.......اين درا مي تونن روزي هزار بار..... باز و بسته بشن.... و كلي ماجرا و اتفاقاي عجيب و غريبو به همراه خودشون بيارن ....

و تو ....هيچ وقت نمي توني تشخيص بدي كه كدوم در معمولي هست..و كدوم نيست .....

پس هر وقت خواستي دري رو براي اولين بار باز كني....... يه لحظه درنگ كن ...چشماتو ببند و نفستو با كمي مكث بده بيرون .....و به اين فكر كن... شايد اين در....همون در تقديرتو باشه ...

هي ...فلاني بپا از دستش ندي





فصل اول :



- چي بي خود ..چرت تر از اينم ميشه ..مردمم چقدر بي كارن..هركي بيكار ميشه يه وبلاگ براي خودش مي زنه...و كلي چرت و پرت توش مي نويسه



خميازه اي كشيدم و چشمامو از مانيتور گرفتم... به بدنم كشو و قوسي دادم و خودمو كشيدم عقب تر...و به پشتي صندلي تكيه دادم .. دستامو بردم بالا و تو هم قلابشون كردم و چند بار خودمو جلو و عقب كردم ...

دوباره برگشتم به حالت اوليه و به صفحه مانيتور خيره شدم...

romankadeh1.ir | @romankadeh1