آنتی عشق

نوشته: sun daughter

میشا یه دختر مستقله که خیلی سرزنده و شاده و دوست داره خودش برای زندگیش تصمیم بگیره اما دیگران با ابراز نظراتشون مانع میشن . هامین پسریه که ۱۲ ساله خارج از ایران زندگی میکنه و حالا میخواد برگرده ، که از قضا اونم دوست داره خودش واسه زندگیش تصمیم بگیره #عاشقانه #کلکلی #طنز #آنتی_عشق

رمان های مشابه

بچه مثبت

داستانش در مورد دختری به اسم ملیساست که توی دانشگاهشون سر تور کردن یه بچه مثبت با اعتقادات دینی محکم با دوستاش شرط میبنده .در واقع داستان تقابل افرادی از یک نسل ولی با اصول اعتقادی متفاوت و در اصل از دو دنیای متفاوت است و در این بین…………….. پایان خوش

مشاهده

برایم از عشق بگو

نقش ماکان تو این داستان پر رنگ تر میشه و یه جورایی ارشیا و ترنج کم کم می رن تو حاشیه و ماکان و چند شخصیت جدید وارد ماجرا می شن و... : #عاشقانه #طنز

مشاهده

چشمانت آرزوست

دختر قصمون یه روزی دزدیده میشه اونجا دیگه ازادی خونه باباشو نداره یه سری کارا باید انجام بده یه سری کارارو حق نداره انجام بده اما کی اونو دزدیده کی نجاتش میده ؟؟ #عاشقانه_کمی طنز پایان خوش

مشاهده

دختر شیطون

داستان از اون جایی میشه که ترلان دختر شیطون ما به دانشگاه میره ودر دانشگاه استاد جدیدی براشون میاد که از قضا خانواده این استاد دوست صمیمیشونه که از خارج میان و مدتی در با انها زندگی میکنند ولی طی اتفاقاتی این دو مجبور میشن باهم دیگه ازدواج کنن… بقیشو خودتون بخونین دیگه… پایان خوش

مشاهده

عشق یه پسر هندی

پریا دختری که به هند و فرهنگ هند علاقه ی زیادی داره؛ پریا بدون توجه به اصرار ها و مخالفت های خانواده به هند سفر می کنه. اون توی یکی از شهرهای هند با پسری خون گرم و دوست داشتنی آشنا می شه و اتفاقات زیبا و داستان عشق پرنیا و راهول از همون جا شروع می شه… اما آیا پریا می تونه با یه پسر هندی ازدواج کنه یا باید عشقش رو برای همیشه توی دلش نگه داره و بدون عشقش زندگی کنه؟ با من همراه باشید تا بفهمیم که زندگی چه چیزی رو برای پریا و راهول رقم زده.. #عاشقانه #طنز #عاشقانه

مشاهده

خواستگاری یا انتخاب

مریم و فریبا و شهره واستادن و منتظرن که مترو بیاد، در ضمن دارن با هم دیگه صحبت می کنن، تو مترو یه عده خانم و آقا هم هستن، البته بیشتر خانما هستن» فریبا: یه دختر، کالا یا یه چیز فروشی نیس که بذارنش تو یه مغازه و براش مشتری بیاد و اگه پسندیدش، ببره بزاره تو خونه ش! مریم: منکه از این جرات آ ندارم به بابام بگم من می خوام برم خواستگاری! پایان خوش #خواستگاری_یا_انتخاب

مشاهده

کوه پنهان

در مورد دختری است که نطفه ای در بطن خود دارد که هرگز پدرش را ندیده است…

مشاهده

ملودی زندگی من

داستانی از جنس عاشقانه ی آرام! دختری از نسل حوا … پسری از نسل آدم … از نسل امروز … از جنس دیروز! دختری سنگین و رنگین … شیطون و لجباز … مهربون و احساسی … پسری خودخواه و مغرور … مرموز و اخمو … دل پاک و خود ساخته … هر دو تو زندگی مشکلاتی دارن اما با زمانه میجنگن … مقاوم و صبورن … به روی کسی نمیارن و تو خودشون میریزن … خود خورن! هردو مثل هر کس دیگه طرفدار پر و پا قرص دارن اما مهم آدمشه؛ که هیچ کدوم به نتیجه ای نرسیدن و تنهان و زندگی روزمره رو طی میکنن و از هر لحظه زندگی لذت میبرن … آدمای این داستان میخواد بهتون نشون بده که میشه زندگی کرد … میشه بدون هیچ غم و غصه ای روز و از نو شروع کرد … میشه با مشکلات جنگید و نباخت … فقط باید خواست! آدمایی که تو زندگی تلاش کردن و تحصیلات عالی بدست آوردن تا در آینده موفقیت و خوشبختی بدست بیارن … تا بتونن دنیا ُ رو دست بچرخونن … تا به درجات عالی برسن و زبون زد همه بشن … تا زندگی آروم و بی دردسر و بی دغدغه داشته باشن … میخوان بگن باید بخوای تا بتونی؛ تا بهترین باشی … تا خوشبختی راهی نیست، فقط باید محکم و با اراده و با قدرت قدم برداشت … فقط باید خواست! پستی و بلندی هایی وجود داره که زندگی #ملودی، دختر قصه ی ما رو از این رو به اون رو میکنه … دوست داره برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بره و پیش پسرعموش … ملودی موقعی احساس میکنه تو وجودش جوونه ای از عشق نهفته که… در ادامه داستان متوجه میشین که چی میشه! … این وسط اتفاقاتی میفته که خوندنش خالی از لطف نیست..پایان خوش #ژانر: #طنز… #کل_کل … .اگه دوست داری #عاشقانه.

مشاهده

میشا دختر خون آشام (جلد یک)

به نام خداوندی که در همین نزدیکی است. میشا دختری که خون‌ آشامه…اما از شرقه…کلی فرق داره.داستانش با همه خون‌ آشاما فرق داره. از جنس ایرانه و با خون و خون‌ریزی مخالفه… ولی تقدیرش میشه خون خوردن و تغذیه کردن. تو راهش دوستانش مثل خودش قربانی میشن.

مشاهده

میشا دختر خون آشام(جلد دوم)

دختری از تبار موجودات ماورایی .. دختری که نمونه کاملی از خوناشام و گرگینست ! البته این ادامه ی ماجرای میشاست … دختری که تمام ریسک های دنیا رو به گردن میگیره و در آخر به خوبی و خوشی زندگی می کنه … دختری که باچشمش شاهد تمام قدرت های ماورایی میشه … مطمئنم عاشقش میشید !

مشاهده

مهندسین شیطون و اخمو

مثل همه ی رمانها یه دختر داریم و یه پسر … و یه سری اتفاقات … دختر قصمون شغلش ؟! شغلی مخالف رشته تحصیلیش … پسر قصمون ولی مطابق رشته تحصیلی … ولی تو یه محیط کاری … اوه اوه … هر دو شوخ … پررو … کل کلی … مهربون … مغرور … گاهی عصبی … ولی …غم هم دارن غصه هم دارن … داستان از تصادفی شروع میشه که هیچ کدوم خودشونو مقصر نمیدونن و …

مشاهده

نقاش مزاحم (جلد دوم)

پسری که توی جلد اول توی بازی جرعت و حقیقت، جرعت رو انتخاب کرد و دوستش بهش گفت باید مزاحم دختری بشه و اما حالا پسر داستان ما دچار بیماری شده اونم سرطان خون! حالا بریم ببینیم دختر توی داستانمون چه کمکی به پسرمون می‌کنه ؟ یا اصلا بهش کمک می‌کنه تا خوب بشه؟ پسر داستانمون آیا روحیش رو از دست میده یا نه؟! پایان؟! شاید نداشته باشه! شاید جلد سومی هم وجود داشته باشه کسی چه میدونه؟ #عاشقانه #اجتماعی #تراژدی

مشاهده