#آقای__دیوانه_و_دلبر_پارت_1


عشق به نظر من مثله خوردن آلوچس،از همون آلوچه های ریز که از،ترشیشون چشماتو میبندی و قیافتو تو هم میکنی

،درسته که این ترش بودنش اذیتت میکنه ولی تو از خوردنش، از،حس کردن اون مزه ی ترشش لذت میبری

مثلا آدما معمولا بین آلوچه ی درشت و ریز،درشت رو انتخاب میکنن ولی وقتی تموم میشن و میرسن به آلوچه ریزا ، وقتی مزش میره زیرِ دندونشون ، لذتی که از خوردن اون آلوچه بزرگا برده بودن یادشون میره،این فرق بین دوست داشتن و عشقه،وقتی طعم عشقو بچشی،هیچ دوست داشتنی دیگه به دهنت مزه نمیکنه

خلاصه که عشق جان؛

باتو بودن مثله داشتن یه عالمه آلوچه ی ریزِ ترشه که هیچوقت از خوردنشون سیر نمیشم

(زهرا عابدی)





اووووف ای خدا حالا باید غرغرای ترانه خانومم تحمل کنم،یکی نیست به من بگه دختره ی چل مثله ادم شبا زود بخواب که مجبورنباشی تا ساعت دویه ظهر بکپی ،البته من قبلا اینجوری نبودماااا تا با پدیده ای به اسم اینترنت شبانه آشنا شدم هعیییی اولش تفریحی بود ولی خب الان دیگه معتادش شدم لامصب قدرت کششش بالاست...خلاصه که مثله جغد شدم شبا بیدارم روزا خواب،ای تو روحت ترانه که میخوای باز غر بزنی به جونم

ترانه صمیمی ترین دوستمه از هشت سالگی تا به الان که ۲۱سالمه باهاش دوستم ،دیروزم دوتایی داشتیم هیزی میکردیم که یه ماشین زارت زد بش بماند که اونجا من چقدرکُلی بازی دراوردم خلاصه که اوردنش بیمارستانو معلوم شد هیچ دردش نیستو فقط دستش شکسته و الکی جیغ جیغ کردم الانم دارم میرم مرخصش کنم ،البته اون خیلی خوشبحالشه ها آخه دکترای این بیمارستان یکی از یکی جیگر ترن خیلی خره اگه نتونسته باشه یکیشونو تور کنه همینجور که مثه خلوچلا باخودم درگیری داشتم یهو دیدم کتفم کنده شد

با عصبانیت دست راستمه گذاشتم رو کتف چپمو گفتم

_عوووووو اقا جلوتو نیگا کن زدی فلجم کردی ،بابا من پس فردا بااین دست میخوام هنرافرینی کنم زدی ناقصم کردی

وقتی چشمم افتاد به پسره که خورده بود به من زبونم بند اومد لامصب خیلی هلو بود ،چشای آبی،موهای مشکی دماغ قلمی،ابروهای پرپشت مشکی،لبای قلوه ایه ناناس، واقعا خیلی جیگر بود همینجور که داشتم با چشمام قورتش میدادم بدبختو اونم به حرف اومدوگفت

خانوم مثله اینکه شما سرت پایین بودو حواستون ب اطراف نبود و ازخدا خواسته پریدید تو بغل من

romankadeh1.ir | @romankadeh1